سلام اینجانب محمد آزاد دبیر ادبیات فارسی مدارس راهنمایی ناحیه یک یزد هستم. چندین سال در پست های مدیر و معاونت آموزشی و دبیری در بندرزیبای گناوه دراستان دلیرمردان ، بوشهر، بوده ام و چند سالی به استان خوب یزد مهاجرت نموده ام.دراین وبلاگ مطالب آموزشی و گاهی تجارب خودرا خواهم نگاشت.با نظرات ارزشمند خود ما را در ادامه راه کمک نمایید.
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب کز گرفتاری ایام مجالی کردیم تیر از غمزهی ساقی سپر از جام شراب با کماندار فلک جنگ وجدالی کردیم غم به روئینتنی جام می انداخت سپر غم مگو عربده با رستم زالی کردیم باری از تلخی ایام به شور و مستی شکوه از شاهد شیرین خط و خالی کردیم روزهی هجر شکستیم و هلال ابروئی منظر افروز شب عید وصالی کردیم بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش یاد پروانهی زرین پر و بالی کردیم مکتب عشق بماناد و سیه حجرهی غم که در او بود اگر کسب کمالی کردیم چشم بودیم چو مه شب همه شب تا چون صبح سینه آئینهی خورشید جمالی کردیم عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی غالب آنست که خوابی و خیالی کردیم شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم